عصا

درخواست حذف این مطلب

الان ساعت ده دقیقه به سه ظهر هست ...یه مقاله ی توووووپ 10 صفحه ای با فونت بسیااار ریز کنار لپ تاپمه (با احتساب منابع میشه 16 صفحه)...تمرکز بالایی میخواد برای خوندنش چون کلللللللی ریزه کاری های یک pathway مهم که در بیماری سرطان نقش داره رو داره با جزییات شرح میده ...

دو سه روز پیش یه مقاله ای خوندم که یه داروی ضدجزام استفاده میشه برای بیماران مبتلا به سرطان تریپل نگتیو وابسته به wnt...


++بارون قطع شده و هوا بسی دلپذیر هست...

امروز پرناز گفت اوندفعه سر باغ فردوس پیاده شده و میگه کللللی یادت ...اخه منو پرناز قبلا موقع برگشت به خونه سر باغ فردوس پیاده میشدیم و بعد عبور از باغ فردوس و سپس طی کوچه پس کوچه ها خودمونو به تجریش می رسوندیم ...


++پریروز عروس مامانم وقتی منو خواهرامو دید همش منو با خواهر دومی و سومی اشتباه میگرفت ...بعد رو به من کرد و گفت چقد کوچولو و کم سن تر نشون میدی ...عجججججججب....کجام کوچولوه...شاید بخاطر تیپم کم سن تر نشون میدادم ...البته تیپ خاصی هم نداشتم یه شلوار سورمه ای تیره تنگ با یه مانتوی  خوشرنگ دارای طرح سنتی و یه شال کرمی از اون بلندا ...


++دیروز در آسانسور یه بیمار میانسال و محجبه و خنده رو مبتلا به سرطان که متاسفانه درگیر لنف ادم شده بود با من بود ...

نمیدونم چی شد که یکهو گفت خدا کلی تو سری به ما زده ...چیز خاصی بهش نگفتم فقط با خنده گفتم این چه حرفیه ان شالله سلامت باشید ... و از آسانسور پیاده شدم...


++پریروز اون خانم اهل افغانستان که مبتلا به سرطان بود رو وات آپ برام ع نسخه داروش رو فرستاد.....همون آمپولی که باید ماهی یه بار بابت متاستاز به استخوان استفاده کنه...

قراره من برم پیگیر بشم که آیا نمونه ی خارجیش ایران هست یا نه  و اگر هست قیمتش چند هست ...

تو ع ی که برام فرستاده بود عصاش افتاده بود ....نمیدونید چه غمی تو دلم نشست...حالم واااااقعا گرفته شد با دیدن عصا ...البته قبلش باهاش تلفنی حرف زدم بهم گفت که اینقد درد داره که نمیتونه راحت راه بره و مجبوره از عصا استفاده کنه ....

ب بهم مسیج داده که خیییییلی درد دارم مخصوصا در پهلوهام آیا ممکنه کلیه هام درگیر شده؟...بهش گفتم نه باااااابا این چه حرفیه این درد بخاطر همون متاستاز استخوانی ست که دردش تو پهلوهات هم پخش میشه...بهش گفتم الکی به دلش نگرانی راه نده و ان شالله این دو سال که تحت درمان برای متاستاز استخوان قرار میگیره ان شالله درمان جواب بده ...مثل همیشه بهش یادآوری که از رحمت خدا مایوس نشه ...

این دو روز ذهنم پیش این بیمار هست ...سرطان ...دردهای بشدت عذاب دهنده ی ناشی از متاستاتیک استخوانی ...فقر ...واااای خدایا ...امروز صبح که بارون می بارید وقتی از خونه زدم بیرون تو راه رو به آسمان (آخه میگن موقع بارون دعا اجابت میشه)و گفتم خدایا همه ی بیماران را شفای عاجل بفرما و این خانم اهل افغانستان هم در ذهنم اومد...


++داستانی داریم بخدا ما...الان چند روزه تو دستمون پول به اون صورت نیست چون یه مقدار از پولهای مصرفی خانواده ی ما به صورت ارز هست و الان این بازار ارز ایران شده مصیبت برای ما ...چون ارز ثبات نداره و فعلا هیییچ صرافی یی ید و فروش نداره(البته ما یه صرافی ثابت میریم و کلا آمار قیمت ها رو از ایشون داریم) ...

از طرفی من هنوز پول تلویزیونی که یدیم رو ندادم ...البته چون فروشنده از دوستان نزدیکمون هستن از قضیه اطلاع دارن و میدونن که فعلا ارز ید و فروش نمیشه ..

این از داستان ما...